دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۵
نظرات: ۰
۰
-
چرا پیروزی یمنی‌ها باید راهبرد ترامپ را در قبال ایران تغییر دهد؟

با افزایش فشار ایران بر تنگه‌های باب المندب و هرمز، دولت دونالد ترامپ باید قیمت بنزین را تا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر کاهش دهد.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از نشنال اینترست، جدا از سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر به آمریکا در سال ۲۰۰۱، تیترهای خبری صبح جمعه تحت تأثیر پیروزی بزرگ انصارالله یمن علیه دولت یمن تحت حمایت عربستان سعودی بود. نیروهای یمنی در یک شب به بخش بزرگی از خاک یمن در امتداد ساحل دریای سرخ نفوذ کردند و کنترل تمام شبه جزیره عربستان در تنگه باب المندب و کنترل جزیره راهبردی پریم در وسط تنگه را به دست گرفتند.

فروپاشی نیروهای دولتی به طرز شگفت‌آوری آسان بود و امکان تصرف گنجینه عظیمی از تجهیزات ارائه‌شده از سوی عربستان سعودی را فراهم کرد و آن را با شکست ارتش عراق در موصل به دست داعش در سال ۲۰۱۴ و فروپاشی نیروهای بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ مقایسه کرد. به نظر می‌رسد حملات موشکی یمنی‌ها به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی نیز این شریان حیاتی را که تنگه هرمز را دور می‌زند، حداقل فعلاً، مسدود کرده است. بازارهای نفت همچنین در حال هضم داستانی در نیویورک تایمز بودند که نشان می‌داد صادرات نفت عربستان حتی قبل از توقف فعالیت خط لوله به دلیل تهدیدات یمنی‌ها علیه کشتیرانی عربستان سعودی در دریای سرخ، کاهش یافته است.

در همین حال، وال استریت ژورنال در ۱۱ سپتامبر گزارش داد که حلقه داخلی مشاوران دونالد ترامپ این احتمال را با او مطرح کرده‌اند که راهبرد فعلی ایالات متحده مبنی بر محاصره دریایی همراه با فشار شدید اقتصادی، ممکن است ایران را قبل از پایان دوره ریاست جمهوری او در ژانویه ۲۰۲۹ مجبور به تسلیم نکند. با وجود این چشم‌انداز تیره و تار برای جنگ، دستیاران ارشد ترامپ پیشنهاد بازگشت به میز مذاکره با موضعی اصلاح‌شده که بازتاب‌دهنده این واقعیت باشد را نداده‌اند.

در واقع، ترامپ همچنان هنگام توصیف آنچه به عنوان نتیجه فشار ایالات متحده بر ایران انتظار دارد، از کلمه «تسلیم» استفاده کرده است. هیچ گزارشی از مقامات ارشدی که ترامپ وظیفه تدوین یک راهبرد مذاکره پایدارتر را بر عهده دارد، سخنی به میان نیاورده و به نظر می‌رسد دستیاران ترامپ فکر می‌کنند وضع موجود جنگ محدود و فشار اقتصادی می‌تواند تا هر زمان که لازم باشد ادامه یابد، حتی اگر به جانشینی واگذار شود. به نظر می‌رسد جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهوری، دیدگاه تا حدودی متفاوتی دارد، اما به نظر می‌رسد تمایلی به درگیری با ترامپ بر سر این موضوع ندارد زیرا فاقد اختیار تصمیم‌گیری است.

این باید زنگ خطر را در سراسر واشنگتن به صدا درآورد. در حالی که بازار نفت از آرامش تابستانی خود بیدار شده و قیمت نفت خام برنت با اخبار دیروز به شدت افزایش یافته است، بسیاری از مردم هنوز احساس امنیت کاذبی دارند زیرا با تحلیل کمی بازارهای نفت آشنا نیستند. پس از فروکش کردن شوک اولیه جنگ، عقل سلیم بازار در اوایل تابستان بر این باور بود که بحران با ایران در مسیر حل و فصل از طریق مذاکره است و ذخایر راهبردی و موجودی‌های تجاری برای جذب شوک بیش از حد کافی خواهند بود.

اکنون کاملاً واضح است که حل و فصل سریعی وجود نخواهد داشت و بیش از شش ماه کاهش عرضه، موجودی‌های راهبردی و تجاری را به میزان چشمگیری کاهش داده است. موجودی فرآورده‌های نفتی حتی در وضعیت بدتری قرار دارد و ظرفیت پالایش جهانی دو ضربه بزرگ ژئوپلیتیکی را متحمل شده است: از دست دادن ظرفیت پالایشگاه‌های صادراتی خلیج فارس که از حمل و نقل عادی جدا شده و تعطیلی تقریباً نیمی از ظرفیت پالایشگاه‌های روسیه به دلیل حملات پهپادی اوکراین.

گازوئیل با کمبود عرضه مواجه است و میانگین قیمت آن در ایالات متحده تا 10 سپتامبر به 6 دلار رسیده است. قیمت بنزین برای مصرف‌کنندگان ملموس‌تر است، اما همانطور که اقتصاددانان می‌دانند، گازوئیل به تورم کمک می‌کند. همه این موارد احتمال افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو در جلسه سپتامبر هفته آینده را افزایش می‌دهد، با وجود تمایل مکرر رئیس جمهوری آمریکا برای سیاست پولی سهل‌گیرانه.

مقام‌های دولتی بارها در مورد نفتکش‌های اسکورت‌شده توسط ایالات متحده که هنوز در مسیر عمان از طریق تنگه هرمز فعالیت می‌کنند، صحبت کرده‌اند. با این حال، اکثر افراد در بخش خصوصی به اعدادی که به صورت عمومی منتشر کرده‌اند، تمسخر می‌کنند، چرا که تحلیلگران می‌توانند نفتکش‌ها را حتی زمانی که فرستنده‌ها خاموش هستند، از طریق عکس‌های ماهواره‌ای ردیابی کنند. علاوه بر این، این ترافیک به دلیل عدم پوشش بیمه محدود است.

بیشتر نفتکش‌هایی که در حال حاضر نفت خام را از طریق تنگه هرمز به خلیج عمان منتقل می‌کنند، متعلق به شرکت‌های ملی نفت عرب خلیج فارس هستند و بنابراین می‌توانند ریسک کنند، اما نفتکش‌های خصوصی این کار را نمی‌کنند. شاید اعتراف به این موضوع در دولت، نوعی بدعت‌گذاری باشد، اما اکثر ناظران بخش خصوصی انتظار ندارند حجم نفت خروجی از این تنگه نسبت به سطح میانگین فعلی افزایش چندانی داشته باشد. دستاوردهای انصارالله در یمن دیروز، با مسدود کردن حمل و نقل دریای سرخ، و فعلاً حداقل بستن خط لوله‌ای که نفت خام عربستان را به پایانه‌های آنجا می‌رساند، اوضاع را بدتر می‌کند. این خط لوله تعمیر خواهد شد، اما می‌تواند دوباره هم آسیب ببیند.

انتظار می‌رود ادامه وضع موجود با ایران، قیمت نفت را تا زمانی که تقاضا به اندازه کافی کاهش یابد، افزایش دهد، که اکثر اقتصاددانان انتظار دارند تا حد زیادی ناشی از کندی فعالیت اقتصادی جهانی باشد. در خارج از محافل نفتی، ممکن است به نظر برسد که شبح نفت خام ۱۵۰ دلاری از بین رفته است، اما با این شرایط تغییر یافته، دیگر اینطور نیست.

در نهایت، جدا از وضعیت اقتصادی غیرقابل دفاعی که اگر وضع موجود را برای چند سال دیگر حفظ کنیم، ایجاد خواهد شد، آسیب بسیار بیشتری به موقعیت ایالات متحده در منطقه وارد خواهد کرد. غیر از امارات که هنوز یک خط لوله فرعی در حال اجرا دارد، سایر کشورهای خلیج فارس هم آن را به چالش می‌کشند. عراق بخشی از جریان‌ها را منحرف و احیا کرده است، اما ظرف چند ماه با وضعیت بودجه‌ای تحمل‌ناپذیر روبرو خواهد شد.

قطر دارایی‌هایی دارد، اما درآمد بسیار کمی از LNG یا نفت دارد. مصر از قیمت بالای نفت و کاهش شدید درآمد کانال سوئز که برای بودجه دولتی آن حیاتی است، آسیب دیده است. اینها تنها چند نمونه هستند. اگر ایالات متحده همچنان نسبت به وضعیت آنها بی‌تفاوت باشد و ترجیح دهد از طریق محاصره فشار بر ایران را حفظ کند، این روابط را به شدت آزمایش خواهد کرد.

دولت ترامپ اکنون که به نظر می‌رسد درک می‌کند رویکرد فعلی در یک بازه زمانی قابل قبول کار نخواهد کرد و خسارات جانبی مهمی به ایالات متحده و شرکایش وارد می‌کند، به یک راهبرد تازه نیاز دارد. این را نمی‌توان به حال خود رها کرد. اما چه کسی در حلقه داخلی حاضر است قدم پیش بگذارد و این گفتگو را با رئیس جمهوری ترامپ داشته باشد؟

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی